خانه
عناوین مطالب
تماس با من
بانــــوی بهــــــار
اشعار دلنشین و خودمونی
بانــــوی بهــــــار
اشعار دلنشین و خودمونی
روزانهها
همه
ثنـــــای دوست داشتنی
ثنــــای دوست داشتنی
پیوندها
ثنـــای دوست داشتنی
ثنــــای دوست داشتنی
صبح امید
صبح امید
بال خیال
بال خیال
اینجا در این خانه منم
اینجا در این خانه منم
✿خـــــدا✿
✿خـــــدا✿
متن های زیبا
متن های زیبا
* آوای شاپرک ها *
* آوای شاپرک ها *
مرموز
مرموز
آتریسا جون مامان و بابا
آتریسا جون مامان و بابا
من و روزانه هام
من و روزانه هام
تحول
تحول
منصوره ی آسمان ها
منصوره ی آسمان ها
زندگی من
زندگی من
خــدآ ایـنجــاسـت
خــدآ ایـنجــاسـت
فاطمه جون
فاطمه جون
بانوی اردیبهشت
بانوی اردیبهشت
فریادهای خاموش من
فریادهای خاموش من
رحمت بی انتها
رحمت بی انتها
خدا را صدا کن
خدا را صدا کن
ماجراهای خانم توت فرنگی
ماجراهای خانم توت فرنگی
دل واژه های من!
دل واژه های من!
دل نوشته
دل نوشته
دور، ولی آشنا ...
دور، ولی آشنا ...
لحظه هایی برای شاد بودن
لحظه هایی برای شاد بودن
نســــــــــــــــــــیم صبح زندگی
نســــــــــــــــــــیم صبح زندگی
عشقـ ♥ــمون فقط خدا(خدا آب است و ماماهی)
عشقـ ♥ــمون فقط خدا(خدا آب است و ماماهی)
تولدی تازه
تولدی تازه
دهکده ی دخترا
دهکده ی دخترا
جدیدترین یادداشتها
همه
محرم ....
وصف انتظار......
دل شده تنگ از برای کودکی.....
خوش به حال سیدا.....
عید غدیر مبارک
میلاد امام علی (ع) و روز پدر مبارک**************
با هم بیایم دعا کنیم...
نوروز مبارک....
قصه ی بهمن
****عیدتون مبارک****
بایگانی
مهر 1395
3
شهریور 1395
2
اردیبهشت 1395
1
فروردین 1395
2
بهمن 1394
1
دی 1394
1
آذر 1394
1
آبان 1394
1
مهر 1394
6
شهریور 1394
7
مرداد 1394
8
تیر 1394
11
خرداد 1394
7
اردیبهشت 1394
10
تقویم
مهر 1395
ش
ی
د
س
چ
پ
ج
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
جستجو
آمار : 47899 بازدید
Powered by Blogsky
با خدا حرف بزن!!!
اندکی صبر اگر پیشه کنی...
درد تنهایی این چلچله را می فهمی...
تو فقط حرف نزن...
خود این ثانیه ها می گویند...
پشت پرچین صدا
همه ی رهگذران در پی هم...
خش خش گام تو را از نفست می چینند....
و در آن سوی اگر خیره شوی
پشت تنهایی اشعار
سوز لبهای چروکیده ی این خاطره را می بینی
و به خود می گویی
شوق نوشیدن یک جرعه از این آب حلالست به لبهای اسیر
پس مرا در قفست جای بده
واژه را در نفست پای بده
به صدا..
و همین بغضِ پر از درد
که از سینه ی من می شنوی
و به تنهایی خود بال بده
و اگر رهگذری تشنه در این خانه نشست
از دل چشمه ی اشکت به لبش چای بده
تو در این حنجره با بغض خدا حرف بزن
نرخ لبخند پر از مهر خدا...
اشک سوزان دل عاشق توست...
پس کمی اشک بریز...
و به بالای سرت خیره بمان ...
این خدا نیست که در بازی درد آور اشک...!!!
به دل شب زده ی غرق غمت می خندد ؟؟
با خدا حرف بزن
او همان نقطه ی دوریست
که نزدیک تو را می فهمد...
با خدا حرف بزن.....
ali
یکشنبه 17 آبان 1394 ساعت 08:51
7 نظر