یادش بخیر بچگیا٬شیطونیا٬تموم
پنهون کاریا
بازی گرگم به هوا٬کباب کباب٬تموم اسباب
بازیا
لوس
شدنا٬خندیدنا٬دوست داشتنای راستکی
عیدی گرفتن از همه٬پول تو جیبی٬بستنیای آبکی
یادش بخیر
مادر بزرگ با قصه های جورواجور
حرف زدن از گذشته ها٬از زمونای خیلی دور
یادش بخیر اون زمونا٬خنده هامون راستکی بود
گریه هامون یه لحظه وکینه تو هیچ دلی
نبود
مرزی و حدی که نبودپر می زدیم توی خیال
می رسیدیم به سادگی٬به آرزوهای
محال
می شد تو اون روزای خوب٬خدا رو حس کردش و دید
می شد بدون پله رفت از آسمون ستاره
چید
می شد تو اون عالم سبز٬رو پشت
ابرابشینیم
گل دادن درختارو تو فصل سرما
ببینیم
راستی عجب
عالمی بود٬پر بودیم از فصل
بهار
دنیا رو رنگی می دیدیم٬قشنگ و پر نقش و نگار
دنیای خوبی بودولی حیف که تموم شد و
گذشت
مثل یه موج از سرمون گذشت و دیگه
برنگشت
حالا دیگه قد کشیدیم٬پر شدیم از رنگ و ریا
غرق شدیم تو
عالم زرنگیا٬دو رنگیا
کاشکی می
شدما آدما بچه می موندیم تا ابد
دل می
دادیم به چند تاگل یا چندتاسیب تو یه سبد
سلام گلم
احسنت برشما شعرتون زیباست
یاد بچگیام افتادم.
سلام دوست خوبم، خیلی متشکر عزیزم،لطف دارید

سلام الهه خانوم


واقعا یادش به خیر...
عزیزم ممنون که پست به این خوبی گذاشتی با این همه مشغلهایی که داشتی..
موفق وپیروز باشیین
سلام لیلا خانوم عزیز


خواهش می کنم عزیزم، منم ممنونم که همیشه بهم سر می زنی دوست با وفا